جملات و اصطلاحات رايج در زبان انگليسي به همراه ترجمه فارسي(هفته 7)

آموزش اصطلاحات روزمره زبان انگليسي،داستان كوتاه انگليسي،منابع آزمون هاي آيلتس،تافل و توليمو....،روش هاي يادگيري زبان انگليسي

جمعه ۱۵ فروردین ۰۴

جملات و اصطلاحات رايج در زبان انگليسي به همراه ترجمه فارسي(هفته 7)

۳,۰۸۶ بازديد

استفاده از الگوهاي جملات و اصطلاحات رايج در زبان انگليسي باعث مي شود تا زبان آموزان با اعتماد به نفس بهتري بتوانند منظور خود را در زبان انگليسي بيان كنند. استفاده از اين عبارات همچنين مي تواند شما را قادر سازد تا بتواند راحت تر و طبيعي تر به زبان ديگر صحبت كنيد. در اين وبلاگ سعي شده تا اين جملات بصورت هفتگي براي زبان آموزان ارائه شود.
توصيه مي كنيم تا هر روز حتي براي مدت زماني كوتاه اين اصطلاحات را دوره كنيد. تكرار اين عبارات موجب مي شود تا در هنگام صحبت كردن آنها را زودتر به خطر بياوريد. توجه داشته باشيد كه اين اصطلاحات بيشتر در صحبت كردن رايج است و در نوشتار Writing بهتر است تا از ساختار هاي رسمي تر استفاده كنيد. البته مي توان اين عبارات را در نوشتارهاي دوستانه و يا غير رسمي نيز استفاده نمود.

براي خواندن اصطلاحات به ادامه مطلب برويد:

 

آموزش زبان انگليسي اصطلا حات:

هفته هفتم: (هر روز 5 اصلاح و جمله)
 

1.I've no word to express my seep gratitude

جداً نمي دونم چطور از شما تشكر كنم

2.If I get my hands on him

اگه دستم بهش برسه

3.Bless youعافيت باشه (بعد از عطسه)

4.The brain drain
فرار مغزها

5.Hands offدست نزنيد

6.Talk turkey
صاف و پوست كنده حرف زدن/ رك حرف زدن

7.Get the hell out of here
گمشو از اينجا

8.It augurs illبد يمن است

9.Cheese it
بزن به چاك (عاميانه)

10.Come clean
صادق بودن

11.I had fortune on my side
بخت يارم بود

12.Buy offرشوه دادن

13.Have a lot in plate
كار زياد و مشغله داشتن بسيار

14.To take one's courage in both hands
دل به دريا زدن

15.He is down on his luck
بخت از او برگشته است

16.It’s between to our ears
بين خودمون باشه (بين خودمون بمونه)

17.Fancy meeting youچه عجب از اين طرفا

18.What a mess!
چه افتضاحي!

19.I am all eyes
چهار چشمي مراقب هستم


20.He has an evil eye
چشمش شور است

21.Get out of my face
Get out of my sight
از جلوي چشمم دور شو

22.I sent him packingدست به سرش كردم

23.Meet someone in waterloo
كار كسي رو تموم كردن يا شرايط بد براي كسي به وجود آوردن (ضرب المثل بسيار زيباي انگليسي) واترلو جايي بود كه ناپلئون شكست خورد

24.That crows it al
همينو كم داشتيم

25.He has a big mouth
دهن لق است

26.Keep me updated

من رو در جريان كارات بذار

27.Hands up
دستها بالا
28.I am singlehandedدست تنهام

29.If you try it you will find it actable

اگر امتحان كني ميبيني كه انجام شدني است

30.Hear me out first

اول گوش كن ببين چي مي گم
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در مونوبلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.